دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 19:49
ترکه با يه دختره دوست ميشه. دختره ميگه من ايدزيم! ترکه ميگه عيب نداره منم تبريزي!!!
فارسه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه ميبينه طرف فارسه ، ميگه بگذار يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: خشك بزنم يا تر؟ فارسه ميگه: يعنيچي، چه فرقي ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايي كه وقتي بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترميزنند، ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك ميزنند. فارسه بهش برميخوره، ميگه: يعني چي آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزني! يارو هم شروع ميكنه همينجور خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه، فارسه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايي داره يادم مياد!
تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال ميكنين براتون ميريدم! ![]()
تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي كنه كه:خوب بابا همه تو آب مي شاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!!!
رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام!!!
اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداششو با كلي ريش ميبينه ميزنه زير گريه ميگه بگين چي شده من طاقت دارم. باباش ميگه كرهخر چرا ريش تراشو با خودت برده بودي)
رشتي يه اسم بچه شو مي زاره رستم و ميترسه صداش کنه!!!
یه روز یه ترکه مرگه مغزی میشه میارن بهش مغز خر پیوند میزنن از اون به بعد فارسی حرف میزنه...........
زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متنا سبم؟مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!


منبع : http://www.dadi.blogfa.com
این یکی از خودمه :
یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده. بچه تهرونی ها برای اینکه اذیتش کنن، توی غذاش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفته. بعد از چند روز تهرانیها تصميم مي گيرند که باهاش دوست بشن و ديگه اذيتش نكنن. بعد از اينكه به خاطر كارشون ازش عذرخواهي مي كنند، اصفهانیه میگه من هم از فردا نمی شاشم توی سماور!
نوشته شده توسط
حسین یوسفی و امین مجیدی
| لینک ثابت | موضوع:
SMS

