خانوم ها در سن هیجده تا بیست و یک سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی.
در سن 21 تا سی سالگی مثل آمریکا یا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسیار توسعه یافته , آماده برای معامله با پول نقد یا اتومبیل!
در سن 30 تا سی و پنج سالگی مثل هند یا اسپانیا هستند: بسیار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زیبایی های خود.
در سن 35 تا چهل سالگی مثل فرانسه یا آرژانتین هستند: بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند اما هنوز جاده های بسیاری برای تماشا دارند!
در سن 40 تا پنجاه سالگی مثل یوگسلاوی یا عراق هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند وبه بازسازی کامل نیاز دارند.
در سن 50 تا شصت سالگی مثل روسیه یا کانادا هستند: بسیار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرمای زیاد , خلایق را از آنان میرماند.
در سن 60 تا هفتاد سالگی مثل انگلستان یا مغولستان اند: با یک گذشته ی درخشان و بدون آینده!
بعد از هفتاد سالگی شبیه آلبانی یا افغانستان اند: همگان میدانند که در کجایند اما هیچکس به سراغشان نمیرود!
عشق از ديد دانشمندان:
آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است
لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست
فرانگلين : اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد
و اما عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون
1.عشق از ديد جاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )
2.عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )
3.عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )
4.عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )
5.عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )
6.عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )
7.عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )
8.عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )
9.عشق از ديد ارازل و اوباش ( جوات ) : عشق مشق سرش گرده ! خونه خالــــــــــي نداري؟
( جمله عاشانه : بوووق ... آبجي مياي بريم كثافتكاري ؟ )
10.عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست ؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )
11.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )
بر روی قلب ها کلیک کن..

چنين گفت رستم به اسفنديار كه من گشنمه نون سنگك بيار
جوابش چنين داد به رستم طرف كه من نون سنگك ندارم به كف
برو هال مي كن بدين disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد mini towerاش بزد ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر ارام و طاقت نداشت مران disk را در driveاش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يكي list از root ديسكت گرفت
در ان disk ديدش يكي file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
كز ان يك demo شد پس ازآن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود همي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم كه همه مشكلش وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك bootable آورد پيش
يكي toolkit اندر ان disk بود بر اورد ان را و اجرا نمود
همي گشت toolkit هارد اندرش چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيك بشناختش مر از boot sector بر انداختش
يكي ضربه زد بر سرش toolkit كه هر بايت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مكن ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر disk از اسفنديار
کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده
کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد بي تو بودن گرفته
کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت
گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده
کاش مي دانستي چقدر دلواپس توام
کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام
و چقدر به حضور سبزت محتاجم
و همیشه از خودم می پرسم
این همه که من به تو فکر کنم
تو هم به من فکر می کنی؟

این چه عشقی ست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی زمن و در طلبت
باز، کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده من
عشق سوزان تو را می جوید
می طپد قلبم و با هر طپشی
قصه ی عشق تو را می گوید![]()
![]()

